تبلیغات
iran-khabar - مطالب مهر 1396
 


اتاق خبر 24:

پزشکان اغلب از ناخن‌ها به‌عنوان یک معیار برای سلامت کل بدن استفاده می‌کنند، از آنجایی که بدن مواد مغذی را در ابتدا به اندام‌های حیاتی می‌فرستد، ناخن‌ها اغلب آخرین عضوی هستند که موادمغذی را دریافت می‌کنند، از این جهت در صورت بروز سوءتغذیه در بدن، ناخن‌ها دچار تغییر می‌شوند و حتی آسیب می‌بینند.

حتی اگر رژیم‌غذایی سالم داشته باشید، به این معنا نیست که ناخن‌هایتان به مشکلاتی از قبیل: کدرشدن و رشد کم دچار نمی‌شوند، چرا که ژنتیک نیز بر نوک انگشتانتان تاثیر می‌گذارد، با وجود این مصرف غذا‌هایی که حاوی مواد مغذی محبوب ناخن‌ها هستند، می‌تواند به این عضو بدن کمک کند تا به بهترین شکل رشد کنند.

آجیل‌ها حاوی مقادیر زیادی اسید‌های چرب امگا ۳ هستند، اما در این میان بادام انتخاب بهتری برای زیبایی ناخن‌ها است، زیرا بیشترین میزان ویتامین E، منیزیم و کلسیم را در مقایسه با سایر آجیل‌ها دارد که این ویتامین‌ها و مواد معدنی به تقویت استخوان‌ها و تقویت ناخن‌ها کمک و از شکستگی ناخن جلوگیری می‌کنند.

مرغ سرشار از ویتامین B، پروتئین و روی است و این ترکیب قدرتمند منجر به تقویت رشد ناخن، مو و پوست شود. مرغ یک پروتئین بدون چربی است. می‌توانید اسید آمینه مورد نیاز را از مواد غذایی غیر گوشتی دریافت کنید.

سبزیجات تیره رنگ مانند لوبیا، کلم بروکلی و گل کلم غنی از پروتئین و بیوتین هستند که در تولید کراتین پروتئینی که به حفظ سلامت ناخن‌ها و مو کمک می‌کند، نقش موثری دارد.

دانه‌های آفتابگردان یک میان وعده سالم برای وعده قبل از خواب محسوب می‌شوند و مقادیر فراوانی منیزیم دارند که موجب رشد ناخن‌ها می‌شود.

ماهی سالون یکی از سالم‌ترین مواغذایی برای حفظ سلامت بدن است و مقادیر بالای ویتامین D. موجود در این ماهی به جذب کلسیم بیشتر در بدن کمک می‌کند، این افزایش جذب کلسیم به تحریک رشد استخوان‌ها و تقویت ناخن‌ها کمک می‌کند؛ بنابراین به جای مصرف گوشت‌های قرمز، حداقل هفته‌ای ۲ بار ماهی سالمون بخورید.

ماست با طعم معمولی که پرچرب و شیرین نباشد به دلیل غنی بودن از مواد معدنی، چون پروتئین، بیوتین، آهن، منیزیم، پتاسیم، کلسیم و ویتامین D. ماده غذایی تقویت‌کننده ناخن‌ها محسوب می‌شود.

دانه کدوتنبل ماده غذایی بسیار مفید برای سلامت ناخن‌ها محسوب می‌شود، این دانه سرشار از ویتامین E، روی و فیبر است و خاصیت قلیایی دارد و با التهاب در بدن مبارزه می‌کند.

تخم مرغ درست مانند ماهی سالمون، غنی از پروتئین، بیوتین و ویتامین D. است در زیبایی ناخن‌ها بسیار تاثیرگذار است.



لینک منبع

مطلب ترفند‌های خانگی برای استحکام و زیبایی ناخن‌ها در سایت مفیدستان.


لینک منبع و پست :ترفند‌های خانگی برای استحکام و زیبایی ناخن‌ها
http://mofidestan.ir/%d8%aa%d8%b1%d9%81%d9%86%d8%af%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d8%a7%d9%86%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%ad%da%a9%d8%a7%d9%85-%d9%88-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c%db%8c/



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



وب سایت آشپز باشی: در تهیه این پیراشکی‌ها از خمیر آماده استفاده می کنیم تا سریع تر آماده بشوند. می توانید آنها را در کنار سبزیجات کبابی میل کنید.

مواد لازم:

  • گوشت چرخ کرده ۴۵۰ گرم
  • سیر ۲ حبه
  • پیاز ۱ عدد بزرگ
  • سس ورچستر شایر ۲ قاشق غذاخوری
  • سس خردل ۲ قاشق چای خوری
  • نمک به میزان لازم
  • فلفل سیاه به میزان لازم
  • پنیر چدار ۶۰ گرم
  • آرد به میزان لازم
  • خمیر هزارلا ۳۴۰ گرم
  • تخم مرغ ۱ عدد بزرگ

پیراشکی گوشت و چدار

آماده کردن مواد برای تهیه پیراشکی گوشت و چدار:

1. سیرها رو پوست بگیرد و ریز خرد کنید.

2. پیاز رو پوست بگیرید و نازک خلالی کنید.

3. پنیر چدار رو رنده کنید.

4. تخم‌مرغ رو با چنگال کمی بزنید.

5. می‌تونید طرز تهیه خمیر هزارلا رو در اینجا ببینید.

طرز تهیه:

1. ماهیتابه نچسب بزرگی رو روی حرارت بالا گرم کنید. گوشت، سیر و پیاز رو در اون بریزید و برای حدود ۷ دقیقه تا گوشت قهوه‌ای بشه تفت بدین (هر از گاهی مواد رو هم بزنید). سس ورچسترشایر، سس خردل و کمی نمک و فلفل سیاه به مواد بزنید. اون‌ها رو با هم ترکیب کنید و از روی حرارت بردارید. وقتی ترکیب کاملا خنک شد، پنیر رو به ترکیب اضافه کنید.

2. از قبل فر رو با حرارت ۲۲۰ درجه سانتی‌گراد گرم کنید. روی سطح کار کمی آرد بپاشید و خمیر هزارلا رو به شکل مربع ۳۶ سانتی متری باز کنید. اون رو به شکل ۴ مربع ۱۸ سانتی متری برش بزنید. به طور مساوی از ترکیب گوشت روی خمیرها بذارید، با قلمو به لبه‌های خمیرها تخم‌مرغ بزنید و اون‌ها رو از یک گوشه گرفته و روی گوشه روبرویی برگردونید تا به شکل مثلث دربیان. کناره‌های خمیر رو با فشار ببندید.

3.پیراشکی‌ها رو در سینی فر که در اون کاغذ روغنی پهن کردید بذارید و روی آن‌ها کمی دیگه تخم مرغ بمالید. روی هر پیراشکی رو ۲ برش بزنید و اون‌ها رو برای ۱۰ دقیقه در یخچال بذارید. پیراشکی‌ها رو برای حدود ۲۰ دقیقه تا زمانی که طلایی قهوه‌ای بشن در فر بپزید. پیراشکی‌ها رو به همراه سبزیجات کبابی سرو کنید.



لینک منبع

مطلب «پیراشکی گوشت و چدار» را امتحان کنید! در سایت مفیدستان.


لینک منبع و پست :«پیراشکی گوشت و چدار» را امتحان کنید!
http://mofidestan.ir/%d9%be%db%8c%d8%b1%d8%a7%d8%b4%da%a9%db%8c-%da%af%d9%88%d8%b4%d8%aa-%d9%88-%da%86%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d9%85%d8%aa%d8%ad%d8%a7%d9%86-%da%a9%d9%86%db%8c%d8%af/



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 3 مهر 1396 :: نویسنده : بهترین وبلاگ Ž


داستان اطلاعات لطفاً

داستان اطلاعات لطفاً , یادم می‌آید که قاب برّاقی داشت و به دیوار نصب شده بود و گوشی‌اش به پهلوی قاب آویزان بود.من قدم به تلفن نمی‌رسید اما همیشه وقتی مادرم با تلفن صحبت می‌کرد با شیفتگی به حرف‌هایش گوش می‌کردم.

بعد من پی بردم که یک جایی در داخل آن دستگاه، یک آدم شگفت‌انگیزی زندگی می‌کند به نام «اطلاعات لطفاً» ، که همه چیز را در مورد همه‌کس می‌داند.
او شماره تلفن و نشانی همه را بلد بود.

نخستین تجربۀ شخصی من با «اطلاعات لطفاً» روزی بود که مادرم به خانۀ همسایه‌مان رفته بود.من در زیرزمین خانه با ابزارهای جعبه ابزارمان بازی می‌کردم که ناگهان با چکش بر روی انگشتم زدم درد وحشتناکی داشت اما گریه فایده نداشت چون کسی در خانه نبود که با من همدردی کند انگشتم را در دهانم می‌مکیدم و دور خانه راه می‌رفتم که ناگهان چشمم به تلفن افتاد به سرعت یک چهارپایه از آشپزخانه آوردم و زیر تلفن گذاشتم و روی آن رفتم و گوشی را برداشتم و نزدیک گوشم بردم.
و توی گوشی گفتم «اطلاعات لطفاً» چند ثانیه بعد صدایی در گوشم پیچید:

«اطلاعات بفرمائید»

من در حالی که اشک از چشمانم می‌آمد گفتم «انگشتم درد می‌کند»
«مادرت خانه نیست؟»
«هیچکس بجز من خانه نیست»
«آیا خونریزی داری؟»
«نه، با چکش روی انگشتم زدم و خیلی درد می‌کند»
«آیا می‌توانی درِ جایخیِ یخچال را باز کنی؟»
«بله، می‌توانم»
«پس از آنجا کمی یخ بردار و روی انگشتت نگهدار» داستان اطلاعات لطفاً

بعد از آن روز، من برای هر کاری به «اطلاعات لطفاً» مراجعه می‌کردم …

مثلاً موقع امتحانات در درس‌های جغرافی و ریاضی به من کمک می‌کرد.

یکروز که قناری‌مان مرد و من خیلی ناراحت بودم دوباره سراغ «اطلاعات لطفاً» رفتم و ماجرا را برایش تعریف کردم. داستان اطلاعات لطفاً

او به حرف‌هایم گوش داد و با من همدردی کرد.
به او گفتم: «چرا پرنده‌ ای که چنین زیبا می‌خواند و همۀ اهل خانه را شاد می‌کند باید گوشۀ قفس بیفتد و بمیرد؟»
او به من گفت «همیشه یادت باشد که دنیای دیگری هم برای آواز خواندن هست»
من کمی تسکین یافتم.

داستان اطلاعات لطفاً

داستان اطلاعات لطفاً

یک روز دیگر به او تلفن کردم و پرسیدم کلمۀ fix را چطور هجّی می‌کنند.

یکسال بعد از شهر کوچکمان (پاسیفیک نورث وست) به بوستن نقل مکان کردیم و من خیلی دلم برای دوستم تنگ شد.

«اطلاعات لطفاً» متعلّق به همان تلفن دیواری قدیمی بود و من هیچگاه با تلفن جدیدی که روی میز خانه‌مان در بوستن بود تجربۀ مشابهی نداشتم.

من کم‌کم به سن نوجوانی رسیدم اما هرگز خاطرات آن مکالمات را فراموش نکردم.

غالباً در لحظات تردید و سرگشتگی به یاد حس امنیت و آرامشی که از وجود دوست تلفنی داشتم می‌افتادم.
راستی چقدر مهربان و صبور بود و برای یک پسربچه چقدر وقت می‌گذاشت.

چند سال بعد، بر سر راه رفتن به دانشگاه، هواپیمایم در سیاتل برای نیم ساعت توقف کرد.

من 15 دقیقه با خواهرم که در آن شهر زندگی می‌کرد تلفنی حرف زدم
و بعد از آن بدون آن که فکر کنم چکار دارم می‌کنم، تلفن اپراتور شهر کوچک دوران کودکی را گرفتم و گفتم «اطلاعات لطفاً».

داستان زیبای «اطلاعات لطفاً»

به طرز معجزه‌آسایی همان صدای آشنا جواب داد.
«اطلاعات بفرمائید»
من بدون آن که از قبل فکرش را کرده باشم پرسیدم «کلمۀ fix را چطور هجّی می‌کنند؟»

مدتی سکوت برقرار شد و سپس او گفت «فکر می‌کنم انگشتت دیگر خوب شده باشد.»
من خیلی خندیدم و گفتم «خودت هستی؟»
و ادامه دادم «نمی‌دانم می‌دانی که در آن دوران چقدر برایم با ارزش بودی یا نه؟»

او گفت «تو هم می‌دانی که تلفن‌هایت چقدر برایم با ارزش بودند؟»

من به او گفتم که در تمام این سال‌ها بارها به یادش بوده‌ام و از او اجازه خواستم که بار بعد که به ملاقات خواهرم آمدم دوباره با او تماس بگیرم.

او گفت «حتماً این کار را بکن. اسم من شارون است. داستان اطلاعات لطفاً

سه ماه بعد به سیاتل برگشتم.
تلفن کردم اما صدای دیگری پاسخ داد.
«اطلاعات بفرمائید»
«می‌توام با شارون صحبت کنم؟»
«آیا دوستش هستید؟»
«بله، دوست قدیمی»
«متأسفم که این مطلب را به شما می‌گویم. شارون این چند سال آخر به صورت نیمه‌وقت کار می‌کرد زیرا بیمار بود. او 5 هفته پیش در گذشت»

داستانی زیبا از کتاب سوپ جو

قبل از این که تلفن را قطع کنم گفت «شما گفتید دوست قدیمی‌اش هستید.
آیا همان کسی هستید که با چکش روی انگشتتان زده بودید؟»
با تعجب گفتم «بله»
«شارون برای شما یک پیغام گذاشته است. او به من گفت اگر شما زنگ زدید آن را برایتان بخوانم»
سپس چند لحظه طول کشید تا درِ پاکتی را باز کرد و گفت:
«نوشته به او بگو دنیای دیگری هم برای آواز خواندن هست.
خودش منظورم را می‌فهمد»
من از او تشکر کردم و گوشی را گذاشتم.

هرگز تأثیری که ممکن است بر دیگران بگذارید را دست کم نگیرید.

تقدیم به همه ی آدمهای تاثیر گذار زندگی مان. داستان اطلاعات لطفاً

عصرایران



لینک منبع

مطلب داستان اطلاعات لطفاً در سایت مفیدستان.


لینک منبع و پست :داستان اطلاعات لطفاً
http://mofidestan.ir/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b7%d9%84%d8%a7%d8%b9%d8%a7%d8%aa-%d9%84%d8%b7%d9%81%d8%a7%d9%8b/



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




iran-khabar
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : بهترین وبلاگ Ž
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :